دویدیم و دیویدیم هیچ جا راهمون ندادن گفتند که توی جاده دونده ها زیادن دویدیم و دیویدیم فایده نداشت دیویدن به همه چی رسیدیم به جز خود رسیدن دویدیم و دویدیم اسفند و دونه کردن گفتند فقط زیر لب کاش دیگه بر نگردم دویدیم و دویدیم سیب ها رسیده بودند سه فصل آزگار بود همه دویده بودند دویدیم و دویدیم تا رسیدیم به دیوار اون ور دیوارم باز خوردیم به خط تکرار دویدیم و دویدیم قصه ی زندگیم بود که برا اون دویدن فقط دیوونگی بود